خط داستانی
رنجگاه یک تاجر پرآوازه نیکیتا پس از جشن تولدش در روستایی کوچک در میان باتلاقها میافتد، اما تمامی روستاییان به او «سرور من» میگویند و معتقدند در آغاز قرن نوزدهم در روسیه زندگی میکنند. در ابتدا این برای نیکیتا باورپذیر نیست اما به مرور در میانه آرام گرفته و عشق واقعی خود را مییابد. همه چیز خوب بود اگر دوستانش نقشه ای برایش نمیکشیدند - همه اینها بهعنوان سورپرایز تولد طراحی شده است. نیکیتا بین بازگشت به جهان مدرن و عشق خود در تردید است.