خط داستانی
کریسّی سالهای زیادی را خارج از کشور صرف کرده تا ثابت کند میتواند به عنوان راننده بدل، خودروها را اداره کند. وقتی پس از یک سانحه شدید مجبور میشود به روستای کودکی پدرش برگردد، در تله یادگارهای خانوادگیِ آزاردهنده گیر میافتد. اما پدرش همچنان در درد خود گرفتار است و نمیتواند برای او باشد. در ناامیدی به او پول پیشنهاد میدهد تا بتواند زندگیای در خارج از سیستم اجتماعی آلمان بسازد—رابطهٔ بین آن دو در آستانهٔ آزمونی جدی قرار میگیرد...