خط داستانی
مسیرهای دو شخصیت تنها زمانی تلاقی میکند که یک زن جوان (شارلوت ریدی) برای کمک به یک زن سالخورده بیمار (ملانی رویل) میرسد. پس از یک برخورد خصمانه اولیه و با وجود تردیدهای هر دو، آنها به آرامی به یکدیگر نزدیک میشوند. اما این نزدیکی کوتاهمدت است زیرا حوادث به اوج میرسد و کلمات بیرحمانهای بیان میشود و خاطرات مدفون دوباره ظاهر میشوند. زن سالخورده در پذیرش غیبت زن جوان مشکل دارد و از یاد او آزار میبیند. مجموعهای از حقایق خود را نشان میدهد در حالی که این دو نفر میآموزند که بسیار بیشتر از آنچه فکر میکنند به یکدیگر شباهت دارند.