خط داستانی
داستان در بندری رخ میدهد که کنترلش در دست چارلی یونانی و گروه جنایتکارش است. دو چیز وجود دارد که چارلی از آنها متنفّر است: مواد مخدر و همجنسگرایی. اما هر دو بخشی از زندگی او هستند: او دیوانهوار عاشق جوی است که معتاد است، گر چه این حقیقت را حتی به خودش هم انکار میکند. و در مورد موضوع همجنسگرایی، دست راست او، تونی، رابطهای عاطفی با یک ترنسسکس دارد که بخشی از گروه روسپیهای ترنس است. با وجود دستورات صریح چارلی، این زنان ترنسپوش در اطراف بندر در تردد هستند و با حمایت پنهانی تونی به کار در خیابان میپردازند.