خط داستانی
نینا سیزده سال دارد و خانواده ای بی نظم و شلوغی دارد او در مرکز رم در حاشیه شهری با آسمانخراش های خاکستری پسرانی که با اسکوتر می روند و مادربزرگی خنده دار که تمام وقت روی ورق ها قمار می کند شیفتگی ناگهانی همه چیز را برهم می زند او سیزده ساله است در ساختمان مخالف زندگی می کند و رقص لامبدا را به تاخت می گوید نامش سیرلی است او از گویان فرانسوی است و رویایی بلند دارد تا ماندونا را در رژه محله به تصویر بکشد بین این دو پیوندی شدید و نیرومند شکل می گیرد دوستی آنان منجر به از دست دادن کنترل نینا و کشف جایگاهش نه تنها در جهان بلکه در قلب خانواده اش می شود