خط داستانی
سی سال پس از اتحاد دوباره آلمان: مادرِ لئون رفته است، مدتها قبل. اما او هنوز اینجا است با پدرش که نزد مرز با لهستان ایستگاه پمپ بنزین دارد. هیچکس بنزین نمیزند. اتفاقی نیفتاده است. درباره گذشته صحبت نمیشود. هنگامی که ناگهان زنی جوان از اوکراین ظاهر میشود، اوضاع تغییر میکند. او برای کار به خانهای پولدار آمده است که گهگاه به روستا میآید. لئون احساس میکند او میتواند به او در یافتن آرامش با گذشته نامعلومش کمک کند.