خط داستانی
استادیاری رابطهای بینظیر با یک هشتپا برقرار میکند وقتی او را به زندگی در خانهاش دعوت میکند. هشتپا که به نام هایدی خوانده میشود، معماها را گشوده، انسانهای فردی را میشناسد و even با خانواده تلویزیون تماشا میکند. این قسمت همچنین رفتارهای شگفتانگیزی از گوشههای جهان را نشان میدهد — از روزی که هشتپا میتواند در کسری از ثانیه رنگ و بافت خود را تغییر دهد تا هشتپای نارگیلی که پوستهٔ نارگیل خود را با خود حمل میکند تا در آن پنهان شود. اما جذابترین بخش، دیدن پیوند بین استاد دیوید شیئل و دخترش لورل با حیوانی که نه brain دارد، نه قلب و نه خون آبی، بلکه با نه مغز، سه قلب و خون آبی در رگهایش."