خط داستانی
زمان کریسمس است و جسی هیچ اشتیاقی ندارد. او در دنیای رسانههای اجتماعی دچار مقایسهگری میشود. دیگر زنان همسن او به نظر میرسد که "همه چیز را دارند"، در حالی که او از شغلش در سینمای محلی ناامید است و در بدهی وام دانشجویی غرق شده است. مادربزرگ و دوستانش نگران سلامتی و رفاه او هستند و تنها میخواهند جسی خوشحال باشد.