پسربچهٔ معصوم
Innocent Boy
در کنار بزرگراهی تنها در تگزاس، گروهی از سوداگران بر روی اشخاصی که برای رابطهٔ جنسی، مواد مخدر و نوشیدنی ویژهٔ مامّا آمدهاند دستبرد میزنند. وقتی روگِبیی قاتل به شهر میرسد، پسری نوجوان با گرایشهای گوناگون فرصت را برای پاسخ به گرسنگی جسمی و عاطفی که سالها از سوی مادر بیتوجه فراموش شده بود، مییابد. هنگامی که پسران یکی یکی میافتند، پنی بین غضب شهوانیِ خشمِ کابویها و طمع و فسادِ نمایندهٔ مامّا گیر میافتد