خط داستانی
پولیست جوان روبرت ساکسر در یک کارگاه کوچک تعمیرات آشپزخانه و سرویس حمام به طور آخرین لحظه دروغین تبلیغاتی انجام میدهد. صاحب کارگاه لئون با اشتیاق از با همراهان ساکسور دیدار میکند. همزمان، کارمند کارگاه راچل که به جدایی اخیرش از همکارش ریک افسرده است، کشفی شوکهکننده میکند — نامزد نمایشی که در واقعیت همان نیست که به نظر میرسد، به معنای تازهای به اصطلاح «ماشین سیاسی» میدهد. وقتی گروه از کارگاه خارج میشود، راچل سعی میکند ریک را از آن چه دیده مطلع کند، اما او هشدارهای او را بد تعبیر میکند. آیا راچل قادر خواهد بود تا با پایان دادن به صعود ساکسر به قدرت، در چشم ریک خود را بازگرداند؟