کاره گوربت
Kara Gurbet
داستان عشق محال فِردی و جمیله. پدر فِردی برای جرائم ژکی آقا جان میگیرد و فرزندش را با فرزندان خودش بزرگ میکند. سالها بعد، فِردی با تحصیل علمی مهندس کشاورزی به خانه برمیگردد و جرأت میخواهد با جمیله ازدواج کند؛ در این میان داوت که از فِردی حسادت دارد، محبت را به رو میکوبد و فِردی جرم داوت را به عهده میگیرد و به زندان میرود...