خط داستانی
یادداشتهای بیماری عصبی من بر پایه دفترچه سال هزار و نهصد و سه نوشتهٔ دانیل پل شراور، قاضی برجستهٔ آلمانی، در زمان حبس در آسایشگاه زیر مراقبت دکتر امیل فلوکشینگ است. دیوانگی شراور با توهمهای تکاندهندهای همراه است که همگی در دفترچهٔ او ثبت شدهاند؛ از جمله این باور که او به طور مستقیم با خدا از طریق یک زبان اعصاب پنهان ارتباط دارد و تمایل به تبدیل خود به زن. فیلم سقوط هماهنگ مرد عجیب را به جهان موازی قدرتهای فراطبیعی نشان میدهد. در این میان، فلوکشینگ برای کنترل بیمارش تلاش میکند و همزمان به سمت شراور تمایل پیدا میکند و از او و زنانهگیاش فراتر میرود. روایت با درخواست دادگاه از سوی شراور برای آزادی از آسایشگاه به اوج میرسد.