خط داستانی
دووی شیزانکی دانش آموز دبیرستانی است که با فوت مادرش روبه رو می شود. پدرش رون، موسیقی دان و ورزشکاری که شغلش را از دست داده، برای تأمین آموزش بهتری برای داوی، کارگر نظافتچی در مدرسه ای نخبه می گیرد. در آنجا با جهانی روبرو می شوند که فاصله بین آنها را بیش تر می کند. داوی به طور اجباری دروغ می گوید تا خود را جا بیندازد و با این که استعدادی ندارد، رویا دارد که راک ستاره شود. با هم با از دست دادن هایشان کنار می آیند و می فهمند تنها چیزی که همیشه دارند کنار هم بودن است.