خط داستانی
دو برادر از خانهٔ خود در مکزیک به دنبال رویای آمریکایی خارج می شوند و می فهمند که آن رویا همیشه جلوی چشمشان بوده است. آنل که از زندگی در شهر کوچک مکزیک خسته است تصمیم می گیرد فرار کند و از مرز عبور کند تا رویای آمریکایی خود را بیابد. برادر بزرگ ترش کارلس نقشهای برای خودش دارد و این نقشه با فرار همراه می شود تا از برادر سرسختش مراقبت کند. با خیانت از طرف یک قاچاقچی، آنها تنها در بیابان می مانند و ماجراجویی عجیبی را تجربه می کنند تا در نهایت بفهمند رویایی که به دنبال آن بودند به خانهای است که از آن آغاز کرده بودند