خط داستانی
جیم کین، یک قمارباز، از گریس کِرو میخواهد که با او ازدواج کند. گریس در مورد اینکه کدام یک را بیشتر دوست دارد، جان هانتر، یک دامدار، یا کین، مردد است، اما در نهایت تصمیم میگیرد با کین ازدواج کند. مدتی بعد، ما کین را میبینیم که همسرش را مورد آزار قرار میدهد، او را نادیده میگیرد و همیشه در حالت مستی است. هانتر همیشه دوست خانواده بوده و دیدن او در خانهشان چیز عجیبی نیست، اما کین، یک شب تحت تأثیر الکل وارد خانه میشود و معنای حضور هانتر را اشتباه میفهمد و همسرش را سرزنش کرده و به او سیلی میزند. هانتر عصبانی است، اما خود را کنترل میکند.