خط داستانی
نبرد بر سر گوساله یک گاو شیری برنده در دره سنتی و نزدیک به هم پاس، کشاورز لبنیات خشمگینی را به قتل میرساند و دیگری را از دستگیری میترساند. او و دخترش وال برای پنهان کردن علت مرگ توطئه میکنند، اما تنشها زمانی افزایش مییابد که وال به پسر کشاورز مرده، رای، که از پدرش جدا شده و اکنون آرایشگر در شهر است، جذب میشود. این تنشها کینههای خانوادگی دیرینه را باز میکند و تخیل پرشور خواهر کوچکتر وال، جنیای نوجوان، را تحریک میکند. "آنچه گفته نمیشود، نابود میشود"، پاسیهگوها میگویند، اما آیا این درست است؟ آیا در سکوت مضرتی وجود دارد؟