منسیناکاره
Manassinakkare
کوشو ترسیا، یک بیوه ثروتمند است که آرزو دارد زندگی را 'زندگی' کند، اما توسط فرزندانش که در مسابقه پول درآوردن گرفتار شدهاند، طرد شده است. در این مقطع، او با ریجی جوان و واقعگرا (جایارام) آشنا میشود که در او یک همراه پیدا میکند. ریجی با اشتیاق تمام آرزوهای او را برآورده میکند. از چشیدن گوشت لذیذ 'اما ممنوع' گرفته تا سوار شدن بر فیل، آنها از تمام لحظات با هم لذت میبرند. آنها حتی به خاطر قمار توسط پلیس دستگیر میشوند. در همین حال، ریجی در تلاش برای کنترل پدر الکلیاش چاکو (اینوسنت) که مزاحمت عمومی ایجاد میکند، نقش پدری را بر عهده میگیرد.