خط داستانی
اوشیکری تنها است که خاطرات تلخی از کودکی و پدربزرگ دانا و دانشمندش دارد. او به خانه پدربزرگش بازمی گردد تا نشان دهد واقعاً چه اتفاقی برای او افتاده است. او به درگاهی به جهان موازی می رسد که پدربزرگش در اصل کشفش کرده بود. از این درگاه دوبلگن یا همان تکرارکننده ای با ردای پست و ماسک گازی می آید که با تنیج قتله دانش آموزان با تیشه ای باستانی.