خط داستانی
هانا فرزندخواه نوجوانی است و با خاکسترهای مادربزرگش به خانه مادربزرگ می رود. مادر هانا که هنگام جوانی به دنیا آمده است اکنون در خانه ساکن است و با هم فاصله دارند اما مجبورند در کنار هم بمانند وقتی که دوست پسر هانا حضور ندارد و حضورش نامعلوم است