خط داستانی
در سال هزار و نهصد شصت و ه eight میل، بکرکر تصمیم می گیرد پس از سال ها با خدمتکار خانه بیوه سالخورده آنا ازدواج کند غوستل که مانند پسری کوچک از او پذیرایی کرده است در Kostelec کلوپ قصابی باز می کند و از بکرکرها برای سفری به عروسی با او و الرا شوهرش دعوت می کند به زودی می فهمند که کمونیسم با چهره انسانی هنوز رویایی بیهوده است