گل آبی
The Blue Rose
هانس پسری خلاق است که زندگی اش با کار تابستانی به کارمند پستی برای تحویل نامه به ثروتمند نستالیه د لاوارد تغییر می کند و در این میان عاشق او می شود. او به دنبال دختر می رود و از ویلا او دید می زند اما چون خجالتی است قادر به برقراری ارتباط نیست. این وضعیت وقتی تغییر می کند که او نامه های عاشقانه روزانه به صورت داستانی افسون آمیز برای او می فرستد. علاقه نستالیه برانگیخته می شود اما چگونه هانس خود را به عنوان فرستنده معرفی می کند؟