خط داستانی
بازرس کیشته ایه باستی یک پلیس صادق است که دو همسر دارد، راکماینی و ساتیابهام. اما دو همسرش از هم متنفرند و کیشته ایه مانند یک فوتبال بین آن دو در حال چرخش است. در گذشته کیشته ایه با راکمو ازدواج کرده بود که فکر می کرد او معاون بازرس پلیس است، اما وقتی شغل واقعی او را درک کرد، او را تنها گذاشت و به خانهٔ خود بازگشت. در این میان ساتیا وارد همسایه اش می شود، عاشق کیشته ایه می شود و او نیز به او کشش پیدا می کند. روزی با هم رابطه جنسی داشتند، سپس ساتیا از راککو برای کمک خواست تا با کیشته ای ازدواج کند.