خط داستانی
هفتههاست که باران نباریده و هیچ نشانهای از بارش در راه نیست. یک هنرمند سیار که یک بوم بزرگ را حمل میکند، در یک جاده روستایی قدم میزند. او به کلبه یک مخترع گوشهنشین میرسد که از تشنگی در حال مرگ است. هنرمند تصویری از یک مخزن آب به قدری واقعی میکشد که آب سرریز میشود و یک فنجان را که در دست دارد پر میکند.