نیا سنسار
Naya Sansar
پریمچند، سردبیر ایدهآلیستی روزنامه، عاشق آشا، یتیمی که او بزرگ کرده است، میشود. اما آشا به پوران، خبرنگار رادیکال پریمچند، دل میبازد. زمانی که پریمچند با یک تاجر فاسد توافق میکند و اصول روزنامهنگاری خود را زیر پا میگذارد، پوران، وفادار به اصولش، استعفا میدهد و روزنامه خود را با نام "نیا سنسار" راهاندازی میکند. این عمل باعث میشود پریمچند به اشتباه خود پی ببرد، به موضع پیشرو خود بازگردد و در نهایت به اتحاد آشا و پوران برکت دهد.