خط داستانی
روزی راجات تصمیم می گیرد یک کودک را ربوده کند. اما قبل از اینکه برنامه ای مناسب بچیند، فردی مرموز برایش مدارک قدیمی، متن های دادگاه و عکسی نیم سوخته از دوران کودکی می دهد. این تصویر ناآرام است و اراده راجات را برای اجرای نقشه تقویت می کند. شریکان او یک راننده تاکسی و یک نقاش تابلو هستند. آن ها با کودک ربوده شده سفری عجیبی را آغاز می کنند و در رویدادهای ترسناک و برخوردهای عجیبی به هم پیوسته تر می شوند. در عبور از جنگل تاریک به خانه ای فرسوده می رسند. در اینجا سه نفر با توصیف گرم به ملاقات تارک داس که معتقد است می تواند وضعیت از این نابچار را علاج کند، می روند. در این میان کودک ربوده شده روز به روز بدتر می شود. ترس و اضطراب به سردرگمی اضافه می کند. اما روشن می شود که تصویر روی عکس نیم سوخته، همانند این کودک است.