خط داستانی
در شهری که به طلای آن شهرت دارند پالنکه، ژان، رز و ماچته در جهانی حاشیه ای غوطه ور می شوند که سعی می کنند با فرصت های شهری زنده بمانند، با دغدغه اخراج و با وسوسه پول آسان به دست آوردن. آن ها دنبال بهشتی دوباره یا بازگشت از محیط می روند که از آن جا آمده اند. برخی فرار می کنند، برخی در این محیط خفقان بار می میرند. آنان انسان هایی هستند عمدتاً کلمبیایی که در جامعه ونزوئلایی زندگی می کنند و فرهنگشان را با آن برخورد می کنند یا تقلید می کنند.