خط داستانی
سالواتوره دی دوناتو از اعضای ترسناک و محترم مافیا در ناپل است. همسرش آسونتینا بازیگر جوان تئاتر است. در توقفی برای زیارت مریم مقدس، سالواتوره و آسونتینا با مارجارت، زن باوقار و زیبا، آشنا میشوند. سالواتوره به او دل میبازد و از همسرش جدا میشود و با معشوق جدید زندگی میکند. اما مارجارت زن مستقلی است که نمیتواند توسط سالواتوره کنترل شود و در نهایت او مجبور میشود به خانه بازگردد و در چشم همه مضحکه شود.