خط داستانی
گیل، که یک گاراژ زیانده را اداره میکند، با دوستانش مکس، که یک حیاط ضایعات را مدیریت میکند، و وکیل زاویر همکاری میکند تا یک خانه فساد برای زنان راهاندازی کنند. ایده این کار از منشی گیل، ایرما، که یک فاحشه سابق است، به ذهنشان میرسد. آنها در اجرای این طرح با همسر مکس، ژولیت، و سابین که عاشق گیل است، همکاری میکنند. متأسفانه گیل به فلورانس، دختر نخستوزیر محافظهکار و همسرش، علاقهمند شده است. وقتی نخستوزیر سعی میکند خانه فساد را تعطیل کند، گیل تصمیم میگیرد در انتخابات با او رقابت کند.