خط داستانی
پس از چند سال در یک مدرسه شبانهروزی برای راهبهها، مونیکا جوان و تحریکآمیز به روستا بازمیگردد و مشتاق است تا هر چه بیشتر بچهها را به خود جذب کند. همه مردان برای او دیوانه میشوند. بعداً خواهرش، سابینا که داروخانهای را اداره میکند، با شوهر جدیدش به روستا میآید و نمیتواند از دست برادر شوهرش دور بماند. این موضوع به قدری خوب پیش میرود که تمام تیم فوتبال محلی را به زانو در میآورد.