مردی با ۵ دختر
Witwer mit 5 Töchtern
پدر شِرزر معمولاً خودش را در درون کتابهای کتابخانهٔ قلعه حبس میکند؛ کتابخانهای که مسئولیت مدیریت آن را بر عهده دارد. او پدری مهربان اما تا حدی سردرگم است برای پنج دخترش، از یک خردسال تا دو دختر نوجوان و یک عکاس مطبوعاتی موفق که با یک دندانپزشک خوشتیپ لاس میزند. در حالی که او در تلاش است تا قلعه را به میلیونر آمریکایی سنگدل بفروشد، خدمتکار خانه استعفا میدهد و اداره رفاه کودکان و نوجوانان اصرار دارد در خانهٔ پنجدختری، نظم و انضباط حاکم باشد.