خط داستانی
کانتیفل، دوست پسر خدمتکار یک مرد صنعتی ثروتمند، وارد خانه میشود تا یک سگ دیوانه را بکشد. ناگهان این مرد ظاهر میشود و خدمتکار به او میگوید که کانتیفل برادر همسرش (لئوناردو) است که سالها گم شده بود. مرد ثروتمند سپس به یاد میآورد که وصیتنامه پدر زن او تنها زمانی قابل پرداخت است که همه برادران جمع شوند، بنابراین با کانتیفل، که واقعاً بیخانمان است، مانند یک پادشاه رفتار میکند.