خط داستانی
در سال 1550، سر جورج ورنون موافقت میکند که دختر جوانش دوروتی را به جان منرز، پسر ارل روتلند، نامزد کند. سر جورج قراردادی امضا میکند که در آن وعده میدهد که ازدواج در روز تولد 18 سالگی دوروتی انجام شود، وگرنه باید جریمه سنگینی به روتلند پرداخت کند. اما وقتی دو کودک بزرگتر میشوند، شایعاتی درباره رفتار وحشیانه جان در فرانسه سر جورج را وادار میکند تا نامزدی را لغو کند و دخترش را به پسر عمویش مالکم واگذار کند. اکنون روتلند جریمه را از سر جورج مطالبه میکند و در همین حال، جان با ماری استوارت، دشمن قسمخورده الیزابت که اکنون ملکه انگلستان است، دوست میشود.