خط داستانی
خانواده فقیر هارلو در نیو انگلند مجبور به پذیرش مهمانان تابستانی میشوند. دخترعمو تریسی از این تغییر خوشحال است و به سرعت عاشق مهمان ثروتمند جوانی به نام نورمن مینوت میشود. اگرچه نورمن به تریسی عشق میورزد، اما مادر طمعکارش که میخواهد او با دخترش ازدواج کند، او را دور میکند. رابرت کیتریج، دوست هنرمند نقشهکش نورمن، تریسی را به یک قایقسواری میبرد که در آنجا بهطور ناگهانی از مرگ نجات مییابند وقتی قایقشان توسط یک کشتی بخار به شدت برخورد میکند. صبح روز بعد در بوستون، رابرت تریسی را به استودیوی خود میبرد و سعی میکند او را فریب دهد.