خط داستانی
ویرجینیا کلرسون در شرایط ناخوشایندی با پدر الکلی، برادر دزدش فرانک و خواهر ولخرجش لورا زندگی میکند. او تصمیم میگیرد مسیر متفاوتی را انتخاب کند و از خانه ناراحتکنندهاش فرار میکند و در یک کارخانه کلاهسازی کار پیدا میکند و به کارفرمایش، فردریک پارکر، میگوید که تمام بستگانش مردهاند. ویرجینیا سخت کار میکند و به زودی مدیر کارخانه میشود و فردریک عاشق او میشود. او لورا را از وضعیتش به عنوان یک زن نظافتچی نجات میدهد، اما درست زمانی که ویرجینیا و فردریک قرار است ازدواج کنند، فرانک ظاهر میشود و گذشته خواهرش را فاش میکند.