خط داستانی
یتیم برنیس (استوارت) تقریباً تا سن زنانه توسط خواهران خوب در یک صومعه ایتالیایی بزرگ میشود. او به تصویری از مریم و کودک عشق میورزد و به شدت آرزو دارد که کودکی داشته باشد که بتواند او را فرزند خود بنامد. او به آمریکا فرار میکند، جایی که به او گفتهاند نوزادان فراوان هستند و توسط رابرت بروس، هنرمندی که همسرش از طلاق دادن او امتناع کرده، پذیرفته میشود و برای شاهکار آیندهاش، یک مریم، مدل میشود. برنیس عاشق نوزادی میشود که برای این مدلسازی قرض گرفته شده و وقتی کودک از او گرفته میشود، غمگین میشود. رابرت که به طور صادقانه اما با احترام به دختر علاقهمند شده، برای او یک نوزاد به فرزندی میگیرد. همسرش با برنیس و نوزاد ملاقات میکند، بدترینها را باور میکند و به او توهین میکند. برنیس کودک را برمیدارد و خانه را ترک میکند، در شهر گم میشود و در نهایت در یک بیمارستان پناه میگیرد جایی که کودک میمیرد. رابرت از همسرش دلیل رفتن برنیس را میفهمد، دختر را پیدا میکند و پس از طلاق از همسرش، با او ازدواج میکند.