خط داستانی
جان برنت، تنها دخترش، جین، و یان کارل، یک کارگر مزرعه، در یک مزرعه در آفریقای مرکزی، نزدیک مرز جنگل زندگی میکنند. یکنواختی زندگی آنها با ورود یک گروه شکار به محلهشان که قصد دارند به جنگل بروند تا حیوانات وحشی را برای یک سیرک آمریکایی به دام بیندازند، برهم میخورد. هنری بریوم، صاحب جوان سیرک، سرپرست این گروه است. او جان برنت را متقاعد میکند که او را در این سفر همراهی کند و در عوض موافقت میکند که جین و یان کارل نیز به این سفر بپیوندند. یان و جین "به خوبی نامزد هستند"، همانطور که میگویند. بریوم جوان در طول سفر توجه زیادی به جین دارد و یان حسادت میکند. یک روز او جوانان را میبیند زمانی که بریوم سعی دارد از جین بوسه بگیرد. در نبرد قدرتی که بعد از آن پیش میآید، بریوم شکست میخورد. جین که یان را دوست دارد، قدردانی شایستهای از مداخله او نشان نمیدهد و در نتیجه او گروه را ترک کرده و به معادن ترانسوال میرود. روز بعد یک شیر نجیب و پشمالو به دام میافتد.