خط داستانی
میمونی که توسط دکتر کوریولیس به انسان نزدیک تبدیل شده و نام 'بالائو' به او داده شده است، به زیبایی خواهرزاده کوریولیس، مادلین، دل باخته است. اما او کنجکاو است و به ماجراجویی میپردازد و با یک شکارچی که جانش را نجات میدهد، همراه میشود. حالا به عنوان برده او، بالائو یک مرد را برای شکارچی میکشد، اما در برابر دستورات او برای ربودن مادلین مقاومت میکند و به جای آن تصمیم میگیرد تلهای برای شکارچی بگذارد.