Storyline
دوک جوان ارنست میخواهد شوالیه خوبی شود. شرایط برای او مساعد نیست: امپراطور میخواهد قلعهٔ دوک را تصاحب کند و مادرش را به ازدواج وادار سازد. او به ناحق به جرم قتل متهم و به سلول گرفتار میشود. تنها فرصت فرار از حکم اعدام برای ارنست پیوستن به ارتش و سفر به شرق در جستوجوی سنگ قِرَقَنِیِ افسانهای است. او باید سنگهایِ گزنده، کوههای مغناطیسی، پرنده عظیمِ سنگی را پشت سر بگذارد و چالشهای بیشتری را پشت سر بگذارد.