Storyline
خدیجه در یک محله فقیرنشین با والدینش زندگی میکند. او سعی میکند پول پسانداز کند تا بتواند با عشقش طاها ازدواج کند. طاها یک بلیط قرعهکشی میخرد به امید اینکه پول زیادی برنده شود، اما این بلیط به دست پدر مذهبی خدیجه میافتد که آن را دور میاندازد. بلیط توسط احمق شهر برداشته میشود که شانس میآورد و برنده میشود و شهر را به هرج و مرج میکشاند.