Storyline
معلم جوانی به نام ازمی به مدرسه دخترانه معرفی می شود. واکنش دانش آموزان بسیار خنده دار است چون نخستین بار است که یک مرد معلم به مدرسه می رود. درست پیش از حضور در مدرسه، او به طور اتفاقی نوزادی را که در یک کلینیک رها شده است پیدا می کند و با خود می برد. وجود کودک دانش آموزان و معلمان را به خنده در می آورد. با این حال، یکی از معلمان به نام bedah از ازمی خوشش نمی آید و تلاش می کند او را کنار بگذارد. ازمی از کمک معلمی دیگر، شارینا، و برخی دانش آموزان برای نگهبانی از نوزاد استفاده می کند. دوستی ازمی با شارینا سوءتفاهم و شایعات بدی را به وجود می آورد که کودک در واقع فرزند عشق بین آنهاست. در عین حال، یکی از دانش آموزان که دلشکسته است دست به خودکشی میزند