Storyline
پرِم کاپور، تاجر ساکن شهری کوچک است که با همسرش بهناما، قاضی، و دو فرزندش Sunil و Babli زندگی میکند. روزی تعطیل، مردی به نام پرلاش دات با او ملاقات میکند که نامهای از سneh، زنی ساکن بمبئی، به او داده است. پرم به بمبئی میرود، با Sneh ملاقات میکند و میفهمد که پدر پسری هفت ساله به نام بیتو است که حاصل رابطه با سneh در هفت سال گذشته است. سneh از سرطان رنج میبرد و دیگر حیات ندارد و میخواهد بیتو را به عنوان فرزند خود نگهدارد و پرم قبول میکند که به خانه بیتو را بیاورد، در حالی که سneh برای درمان به آمریکا میرود. اینجا است که پرم با بهناما و فرزندانش روبهرو میشود و نیز با یک باجخواه که میخواهد مبلغ هنگفتی پول بگیرد تا حقیقت رابطهٔ پرم و سneh با بهناما و فرزندان را حفظ کند.