Storyline
ساده سایمونها تصمیم گرفتهاند به افتخار تولد خانم یک شام برای دوستانشان ترتیب دهند. آنها سرآشپز خود را صدا میزنند که درست در لحظهای که میخواهد خود را به آنها معرفی کند، مفیستو که برای یک سفر کوتاه به زمین آمده و میخواهد به هزینه انسانها تفریح کند، او را متوقف میکند. مفیستو به آقای و خانم ساده سایمون به عنوان سرآشپز ظاهر میشود و سفارشات آنها را دریافت میکند. سپس او به سرعت از یک سبد بیپایان میز، سفره، دستمالها و تمام وسایل و حتی تمام صندلیهای لازم برای مهمانان را بیرون میآورد. مهمانان میرسند و با شادی دور میز باشکوه نشسته و شروع به خوردن میکنند، اما در لحظهای که میخواهند غذا بخورند، همه چیز در میان شعلهها ناپدید میشود. مهمانان که از این نمایش شگفتزده شدهاند، فرار میکنند و آقای و خانم ساده سایمون که نمیتوانند دلیل این نمایش را بفهمند، به دنبال آنها میروند.