Storyline
کنسپسیون دِ پلایا ستا، یک زن نجیبزاده اندلسی و دختر مارشال پرووست فلاندرز، عاشق دوک فیلیپ دِ هورنز است. او یک مرد بروکسل است که علیه مردم خود، اشغالگران اسپانیایی، شورش کرده است. وقتی معشوق شورشیاش در جریان یک قیام علیه نیروهای فیلیپ دوم آسیب میبیند، کنسپسیون او را به خانهاش میآورد. و شخصاً از او در دادگاه دفاع میکند. در نتیجه مداخله دوک آلبا، دِ هورنز به اعدام محکوم میشود اما در نهایت توسط فرماندار جدید عفو شده و آزاد میشود. این دو عاشق دوباره همدیگر را ملاقات کرده و از این پس میتوانند خوشبختانه زندگی کنند.