Storyline
ثاناسیس زودیدایوس (ثاناسیس ونگوس) یک فروشگاه ساعت و دویدن دارد اما کافی نیست! زمان و ساعتها پس از دویدن مداوم به یک وسواس تبدیل شدهاند تا بستگانشان را تغذیه کنند. برادر 'فیلسوف' میمیرد و چهار دهان دیگر را تحت حمایت خود میگذارد. روز بین فروشگاه، خواهرش و خواهرزادهاش که باید ازدواج کند، و معشوقهاش که در یک سوپرمارکت کار میکند تقسیم شده است، در حالی که وضعیت اقتصادی و تعهداتشان اجازه ازدواج نمیدهد.