Storyline
در یک سفر جادهای در فنلاند، یاری در یک شهر کوچک توقف میکند و با ماریا آشنا میشود. این جوانان سفر خود را با هم ادامه میدهند تا به هاپارانتای برسند، تا اینکه یک حمله پلیس فاش میکند که ماشین یاری دزدیده شده است. فرار آنها آنها را به شمالتر میبرد، جایی که با یک معدنچی طلا همکاری میکنند.