خط داستانی
هاریی ( سايفل آپک ) فردی شکستخورده است که در متروفولوس زندگی میکند. در حین کار در آزمایشگاه، او به طور اتفاقی قهوهای مینوشد که به واسطه یک ژوِروفای بزکشده به بیماری ویروسی آلوده شده است. به زودی احساس میکند که دچار کارهای دیوانهواری میشود؛ از جمله چسبیدن به دیوارها، ایجاد صدای جیججی ساکت مانند ساکسها، و افزودن حشرات به منوی غذای خود. او به بهترین دوست و هماتاقیاش، دنی (یوسری عبدالله حلیم)، رو میکند و از او میخواهد دلایل رفتار عجیبش را بیابد. در این میان مردم متروفولوس در حال مبتلا شدن به سویههای جدید ویروسها هستند و تنها درمان به نظر میرسد از آزمایشگاه پروفسور کلون (ازنیل ناوائی) ناشی شود. با شک به وجود یک چیز پنهان، هاریی و دنی تحقیقات خود را آغاز میکنند و درمییابند که پروفسور کلون نه تنها سازنده چنین ویروسهایی است، بلکه نقشهای شیطانی با پشتیبانی شرکای تجاریاش، پسران زنجبانی رملی و اک مزل، دارد که ابتدا میخواهند به آزمایش ناموفق پروفسور کلون برگردانند تا احساساتشان مختل شود.