خط داستانی
دوستپسر ماری، جک، به خاطر سرعت غیرمجاز در زندان روستا است و پدر ماری که جک را دوست ندارد، شاهد این موضوع است. ماری دو سارق را به دام میاندازد و آنها را مجبور میکند که جک را آزاد کنند و پدرش را به زندان بیندازند. سپس آنها با استفاده از یک ظرف دود، پدر را تحت فشار قرار میدهند تا او به ازدواج رضایت دهد.