خط داستانی
پس از ده سال و فرزندان دوگانه با هم، فیلیپ و ماریون تصمیم میگیرند برای ماه عسل به ونیز بروند. در ایستگاه راهآهن کیف بستهای که پر از پول است مسیرشان را به سفری دیگر میآورد. سفری از تردید که واقعیت هرگز آنچه به نظر میرسد نیست را به هم میریزد و از جدایی تا آشتی میانجامد.