خط داستانی
احساس loneliness از راه مترجم بودن در یک آژانس ترجمه در کنار شوهر پزشکش به نام ییلمایز را تجربه میکند، هرچند دقیقاً نمیداند چرا. این زن جوان به دنیای کودکی خود پناه میبرد تا با درگیریهای درونی کنار بیاید و روزهایی را به یاد میآورد که با برادرش حالوک برای جمعآوری کرم شبتاب میرفتند.