خط داستانی
یادداشت مستند درباره سال های نوجوانی ایلیر و تاریخ رنج های او است. ایلایزر هنگام فاشیسم بی مناسبت زندگی اش را برای همیشه تغییر داد. پنجاه سال بعد به سیگِتو ماراماتای شهر زادگاهش برمی گردد تا مسیر دردناک به خاطر سپردن را طی کند - اما آیا می توان از ناسخ گفتن صحبت کرد؟ یا آیا آشویتس فراتر از توان زبان انسانی است - مکانی که در آن واژه ها و داستان ها تمام می شوند؟